بسم الله

گفته مى‌‏شود «خودى» و «غیر خودى». حالا خودى و غیر خودى داریم یا نداریم؟ اگر بخواهیم ملت را حساب كنیم، نه؛ آحاد ملت همه خودیند. اما جریانات سیاسى، بله؛ جریان خودى داریم، جریان غیرخودى هم داریم.

خودى كیست؟ خودى آن است كه دلش براى اسلام مى‏‌تپد؛ دلش براى انقلاب مى‏‌تپد؛ به امام ارادت دارد؛ براى مردم به صورت حقیقى - نه ادّعایى - احترام قائل است.

غیر خودى كیست؟ غیر خودى كسى است كه دستورش را از بیگانه مى‏‌گیرد؛ دلش براى بیگانه مى‏‌تپد؛ دلش براى برگشتن امریكا مى‏‌تپد. غیر خودى آن كسى است كه از اوایل انقلاب در فكر ایجاد رابطه دوستانه با امریكا بود. به امام اهانت مى‏‌كرد؛ اما براى امریكا اظهار علاقه مى‏‌نمود! كسى به امام اهانت مى‏‌كرد، ناراحت نمى‏‌شد؛ اما اگر كسى به دشمنان بیرون از مرز یا همدستان آنها اهانت مى‏‌كرد، ناراحت مى‏‌شد!

این‌ها غریبه‏‌اند. اسم‌شان چیست؟ هرچه باشد؛ چه كسى هستند؟ به ما ربطى ندارد كه حالا بخواهم در خطبه‏‌هاى نماز جمعه اسم كسى را بیاورم. هر كس این‏‌طور باشد، غریبه است و خدا كند این‏‌طورى نداشته باشیم.

خطبه‏‌هاى نماز جمعه‌‏ى تهران به امامت مقام معظم رهبرى‏؛ 8 مرداد 1378

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 فروردین 1390    | توسط: مهدی شفاعتی    | طبقه بندی: راه‌کار،     | نظرات()